
من چه می دانستم؟ درشبان غم تنهايي خويش عابد چشم سخنگوی تو ا ...
ادامه مطلب
شیشه یxa0نازک احساس مرا چنگ نزن xa0 چندشم میشود از لکه ی انگشت` دوروغ xa0 انکه میگفت که احساس مرا میفهمید... xa0 کو...! xa0 کجارفت...؟ xa0 که احساس مرا مفت فروخت ♥ پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۶ ساعت 1:30 توسط مهتاب ...
ادامه مطلب
BLOGFA.COM لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد کنید » نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. ...
ادامه مطلب
آرزوی زیارت در دل هیچ کس نماند آمین یا رب العالمین...
ادامه مطلب
بوییدمت؛تمام تنم بوی گل گرفتبا عطر واژه ها به سراغ من آمدیشعرم،ترانه ام،سخنم بوی گل گرفتاز راه دورفاتحه ای دود کردی ودر زیر خاک ها کفنم بوی گل گرفتتا آمدی، به بینمت بوی زلف توتاریخ مرده و کهنم بوی گل گرفت...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
به خواب می ماند xa0 تنها، به خواب می ماند xa0 xa0 چراغ، آینه، دیوار، بی تو غمگینند xa0 تو نیستی که ببینی xa0 چگونه با دیوار xa0 به مهربانی یک دوست از تو می گویم xa0 تو نیستی که ببینی، چگونه از دیوار xa0 جواب می شنوم ... xa0 *فریدون مشیری*...
ادامه مطلب
آه ای دوست که دیگر رمقی درمن نیست تو بگو داغتر از آتش غم دیگر چیست؟ من که خاکسترم اکنون و نماندم آتش دیگرxa0ای بادِ صبا دست زبختم بردار، خبر از یار نیار دل من خاک شد و دوش به بادش دادم.... xa0 هوشنگ ابتهاج xa0...
ادامه مطلب
تو میدانی چه دردی میکشیدم از تبَر بودن؟ xa0 تَنت از چوب، اما بابتِ سَر، در به در بودن xa0 گناهش چیست تُنگی، عاشقِ ماهی شود اما xa0 تمامِ عمر، ماهی از وجودش بیخبر بودن؟ xa0 چه میکردی، اگر یک عمر گلدانی شوی اما xa0 تمامِ فکرِ گل از باغ و باران شعلهور بودن؟ xa0 نمیدانم! نمیدانم که میدانی؟! ولی حس کن xa0 چه حالی دارد از نادیده هم نادیدهتر بودن؟! xa0 خیالی نیست "خورشیدی"، بتاب و حکمرانی کن xa0 که عادت کردهام خورشید را، بالایِ سَر بودن xa0 هوا خوبست! من خوبم! و اینجا آسمان آبیست! xa0 نگو دیوانهام! سخ...
ادامه مطلب
xa0 دو قدم مانده که پاییز به یغما برود xa0 این همه رنگ قشنگ از کف دنیا برود xa0 هرکه معشوقه برانگیخت گوارایش باد دل ِ تنها به چه شوقی پی ِ یلدا برود؟ xa0 گلهها را بگذار! نالهها را بس کن! xa0 روزگار گوش ندارد که تو هی شِکوه کنی! زندگی چشم ندارد که ببیند xa0 xa0 اخم دلتنگ تو را xa0 فرصتی نیست که صرف گله و ناله شود! تابجنبیم تمام است تمام! xa0 مهر دیدی که به برهم زدن چشم گذشت یاهمین سال جدید! بازکم مانده به عید! این شتاب عمراست من و تو باورمان نیست که نیست! xa0 زندگی گاه به کام است و بس است؛ زندگی ...
ادامه مطلب
xa0اشکهایم ریخت و کوله باری کرد و برد xa0 در اتاق سرد و تاریکی برایم دل سپرد xa0 زیر آوار سکوتی در خیالش می سرود xa0 شعری از دیوان غم،با آه و افسوسی که خورد xa0 در کنار پنجره،شب های تنهایم گذشت xa0 با سه تاری که به قلبش xa0عاشقی زد دستبرد xa0 او دلیل دلخوشی ها بوده و اما چه زود xa0 فصل پاییزش رسید و برگهایش،زرد شد xa0 آخرین حرف دلش، xa0 من با تو باران می شوم xa0 بعد از این دیدار بارانی،سکوتی کرد و رفت xa0 باز هم درهای غمخانه،به رویم باز شد xa0 باختم من باختم xa0 ای عشق،xa0 xa0 بازی راxa0بگو، xa...
ادامه مطلب
در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد کس جای در این خانه ویرانه ندارد xa0 دل را به کف هر که دهم باز پس آرد کس تاب نگهداری دیوانه ندارد xa0 در بزم جهان جز دل حسرت کش مانیست آن شمع که میسوزد و پروانه ندارد xa0 دل خانه عشقست خدا را به که گویم کارایشی از عشق کسxa0این خانه ندارد xa0 گفتم مه من! از چه تو در دام نیفتی گفتا چه کنم دام شما دانه ندارد xa0 در انجمن عقل فروشان ننهم پای دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد xa0 تا چند کنی قصه اسکندر و دارا ده روزه عمر این همه افسانه ندارد xa0 از شاه و گدا هر که در این میکد...
ادامه مطلب
بگو برای تپیدن چقدر باید داد؟... xa0 برای خوب دویدن چقدر باید داد؟ xa0 به بارگاه خدا می برند روح مرا... xa0 برای دیر رسیدن چقدر باید داد؟ xa0 میان بودن و رفتن،کدام سهم من است... xa0 برای قرعه کشیدن چقدر باید داد؟ xa0 بدان که گرگ صفت نیستم، من انسانم... xa0 ولی برای دریدن چقدر باید داد؟ xa0 در این زمانه که نان آبروی انسانهاست... xa0 برای قلب خریدن چقدر باید داد؟ xa0 صدای پای نبودن،سکوت قلب من است... xa0 برای صدا شنیدن چقدر باید داد؟ xa0 درون سینه اگر جای زندگی خالی است... xa0 بگو برای تپیدن چقدر...
ادامه مطلب
تو مرا آزردی . . . xa0 که خودم کوچ کنم از شهرت . . . xa0 تو خیالتxa0راحتxa0 xa0 میروم از قلبت . . . .xa0 xa0 میشوم دورترین خاطره در شبهایت xa0 تو به من میخندی xa0 و به خود میگویی: xa0 xa0 باز می آید و میسوزد از این عشق ولی . . . xa0 برنمیگردم ، xa0 xa0 نـــــَــــه . . . .!!!!!!! xa0 میروم آنجا که دلیxa0بهر دلیxa0 xa0 تـَـب دارد . . . xa0 "عـــشـــق" زیباست و حرمت دارد . . . سهراب_سپهری...
ادامه مطلب
xa0 مرا بازیچه خود ساخت چون موسی که دریا را فراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسی را xa0 نسیم وصل وقتی بوی گل می داد حس کردم که این دیوانه پرپر می کند یک روز گل ها را xa0 خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست نباید بی وفایی دید نیرنگ زلیخا را xa0 کسی را تاب دیدار سر زلف پریشان نیست چرا آشفته می خواهی خدایا خاطر ما را؟ xa0 نمی دانم چه افسونی گریبان گیر مجنون است که وحشی می کند چشمانش آهوهای صحرا را xa0 چه خواهد کرد با ما عشق؟ پرسیدیم و خندیدی فقط با پاسخت پیچیده تر کردی معما را xa0 فاضل نظری xa0...
ادامه مطلب
xa0 می نگرم به جاده به گذشتهبه روزای از دست رفتهاینجا جاده زندگیست نباید زود رد شدبرگشتی نیست جاده زندگی پیچ وخم داردxa0 بالا و پایین دارد من اشتباه دویدم به ایست ایستگاه زیاد استافسوس افسوسرد شدم از خودم از زندگی جاده یک طرفه استراه برگشت نیست چشمانت را باز کنخوب ببینهر چه لازمه سفر است همراه کن همراه....اگر در کول بار چیزی نباشد ادامه راه سخت استنفس گیر من ماندام در راههیچ کس نیست اما مجبورم به ادامهراه برگشت نیست تنها به دونه همراهدر راه فقط چشمم به دیگران بود بارشان را بردارم تا ایستگاه های...
ادامه مطلب
xa0 خواب دیدم میبوسم چشمان زیبایت را پریدم ... نفسم بند آمده نفسم بیا که دلم تنگ نفس کشیدن با توست دیدنت را کم دارمxa0xa0...
ادامه مطلب
کاش پیرتر بودم مثل ریشه ها یا خیلی جوانتر مثل شاخه ها اینجا که من ایستاده ام میانه است، فقط تبر می خواهمxa0 xa0 تا بیفتم تمام شومxa0 xa0 شاید نیمکتی ازمن ساخته شودxa0 xa0 در پارکی از یک شهر بزرگ xa0 که روزی بنشینند روی من نفس تازه کنند xa0 شادی کودکان را تماشا کنم xa0 یا دو کبوتر عاشق نغمه عشق بخوانندxa0 xa0 نغمهای که هیچ وقت به گوش من نرسید xa0 شاید آن روز روز شادی من باشد xa0...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
xa0از باغ میبرند ،چراغانیت کنند، xa0 تا کاج جشنها، زمستانیت کنند، xa0 پوشانده اند به صبحه تو را ابر رهای تار، xa0 تنها به این بهانه که بارانیت کنند ، xa0 ای گل گمان مبر به شب جشن میروی xa0 شاید بخواه که مرده ای ارزانیت کنند xa0 یوسف یوسف به این رها شدن از چاه دل xa0مبند xa0 این بار میبرند که زندانیت کنند xa0 یک نقطه بیش فرق رجیم و رحیم نیست xa0 از نقطه ای بترس که شیطانیت کند xa0 اب طلب نکرده همیشه مراد نیست xa0 گاهی بهانه ایست که قربانیت کنند...
ادامه مطلب