از باغ میبرند ،چراغانیت کنند،
تا کاج جشنها، زمستانیت کنند،
پوشانده اند به صبحه تو را ابر رهای تار،
تنها به این بهانه که بارانیت کنند ،
ای گل گمان مبر به شب جشن میروی
شاید بخواه که مرده ای ارزانیت کنند
یوسف یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار میبرند که زندانیت کنند
یک نقطه بیش فرق رجیم و رحیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانیت کند
اب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه ایست که قربانیت کنند
روزای من......ما را در سایت روزای من... دنبال میکنید
برچسب: مرا ببینید,مرا ببین,گاهی مرا ببین,خدایا مرا ببین,شعر مرا ببین,حالا مرا ببین,نایی مرا ببینی,خواب مرا ببین,فیلم حالا مرا ببین,رمان مرا ببین, نویسنده: بازدید: 4