روزای من...

متن مرتبط با «باختم زندگیم را» در سایت روزای من... نوشته شده است

باختم...

  • نیلوبلاگ

    xa0اشکهایم ریخت و کوله باری کرد و برد xa0 در اتاق سرد و تاریکی برایم دل سپرد xa0 زیر آوار سکوتی در خیالش می سرود xa0 شعری از دیوان غم،با آه و افسوسی که خورد xa0 در کنار پنجره،شب های تنهایم گذشت xa0 با سه تاری که به قلبش xa0عاشقی زد دستبرد xa0 او دلیل دلخوشی ها بوده و اما چه زود xa0 فصل پاییزش رسید و برگهایش،زرد شد xa0 آخرین حرف دلش، xa0 من با تو باران می شوم xa0 بعد از این دیدار بارانی،سکوتی کرد و رفت xa0 باز هم درهای غمخانه،به رویم باز شد xa0 باختم من باختم xa0 ای عشق،xa0 xa0 بازی راxa0بگو، xa...

    ادامه مطلب
  • بگو برای .....

  • نیلوبلاگ

    بگو برای تپیدن چقدر باید داد؟... xa0 برای خوب دویدن چقدر باید داد؟ xa0 به بارگاه خدا می برند روح مرا... xa0 برای دیر رسیدن چقدر باید داد؟ xa0 میان بودن و رفتن،کدام سهم من است... xa0 برای قرعه کشیدن چقدر باید داد؟ xa0 بدان که گرگ صفت نیستم، من انسانم... xa0 ولی برای دریدن چقدر باید داد؟ xa0 در این زمانه که نان آبروی انسانهاست... xa0 برای قلب خریدن چقدر باید داد؟ xa0 صدای پای نبودن،سکوت قلب من است... xa0 برای صدا شنیدن چقدر باید داد؟ xa0 درون سینه اگر جای زندگی خالی است... xa0 بگو برای تپیدن چقدر...

    ادامه مطلب
  • مرا ببین...

  • نیلوبلاگ

    xa0از باغ میبرند ،چراغانیت کنند، xa0 تا کاج جشنها، زمستانیت کنند، xa0 پوشانده اند به صبحه تو را ابر رهای تار، xa0 تنها به این بهانه که بارانیت کنند ، xa0 ای گل گمان مبر به شب جشن میروی xa0 شاید بخواه که مرده ای ارزانیت کنند xa0 یوسف یوسف به این رها شدن از چاه دل xa0مبند xa0 این بار میبرند که زندانیت کنند xa0 یک نقطه بیش فرق رجیم و رحیم نیست xa0 از نقطه ای بترس که شیطانیت کند xa0 اب طلب نکرده همیشه مراد نیست xa0 گاهی بهانه ایست که قربانیت کنند...

    ادامه مطلب