روزای من...

متن مرتبط با «باختم مادر» در سایت روزای من... نوشته شده است

باختم...

  • نیلوبلاگ

    xa0اشکهایم ریخت و کوله باری کرد و برد xa0 در اتاق سرد و تاریکی برایم دل سپرد xa0 زیر آوار سکوتی در خیالش می سرود xa0 شعری از دیوان غم،با آه و افسوسی که خورد xa0 در کنار پنجره،شب های تنهایم گذشت xa0 با سه تاری که به قلبش xa0عاشقی زد دستبرد xa0 او دلیل دلخوشی ها بوده و اما چه زود xa0 فصل پاییزش رسید و برگهایش،زرد شد xa0 آخرین حرف دلش، xa0 من با تو باران می شوم xa0 بعد از این دیدار بارانی،سکوتی کرد و رفت xa0 باز هم درهای غمخانه،به رویم باز شد xa0 باختم من باختم xa0 ای عشق،xa0 xa0 بازی راxa0بگو، xa...

    ادامه مطلب