
به خواب می ماند xa0 تنها، به خواب می ماند xa0 xa0 چراغ، آینه، دیوار، بی تو غمگینند xa0 تو نیستی که ببینی xa0 چگونه با دیوار xa0 به مهربانی یک دوست از تو می گویم xa0 تو نیستی که ببینی، چگونه از دیوار xa0 جواب می شنوم ... xa0 *فریدون مشیری*...
ادامه مطلب
xa0 می نگرم به جاده به گذشتهبه روزای از دست رفتهاینجا جاده زندگیست نباید زود رد شدبرگشتی نیست جاده زندگی پیچ وخم داردxa0 بالا و پایین دارد من اشتباه دویدم به ایست ایستگاه زیاد استافسوس افسوسرد شدم از خودم از زندگی جاده یک طرفه استراه برگشت نیست چشمانت را باز کنخوب ببینهر چه لازمه سفر است همراه کن همراه....اگر در کول بار چیزی نباشد ادامه راه سخت استنفس گیر من ماندام در راههیچ کس نیست اما مجبورم به ادامهراه برگشت نیست تنها به دونه همراهدر راه فقط چشمم به دیگران بود بارشان را بردارم تا ایستگاه های...
ادامه مطلب
امشب زني قلبش بدون يار ميسوزد ديوانه ات در بسترش بيمار ميسوزد او تكيه بر بازوي تو تاصبح آراميد اينجا كسی با تکیه بر دیوار میسوزد...
ادامه مطلب