روزای من...

متن مرتبط با «بازیچه تقدیر» در سایت روزای من... نوشته شده است

....بازیچه....

  • نیلوبلاگ

    xa0 مرا بازیچه خود ساخت چون موسی که دریا را فراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسی را xa0 نسیم وصل وقتی بوی گل می داد حس کردم که این دیوانه پرپر می کند یک روز گل ها را xa0 خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست نباید بی وفایی دید نیرنگ زلیخا را xa0 کسی را تاب دیدار سر زلف پریشان نیست چرا آشفته می خواهی خدایا خاطر ما را؟ xa0 نمی دانم چه افسونی گریبان گیر مجنون است که وحشی می کند چشمانش آهوهای صحرا را xa0 چه خواهد کرد با ما عشق؟ پرسیدیم و خندیدی فقط با پاسخت پیچیده تر کردی معما را xa0 فاضل نظری xa0...

    ادامه مطلب